تبلیغات
خاطرات یک کولی - طاقت بیار
خاطرات یک کولی

طاقت بیار

پنجشنبه 28 بهمن 1389

میدونی چی عذابم میده؟

اینکه باید تظاهر کنم هیچی نمیدونم ولی همه چیز و میدونم

اینکه تو نیستی ولی هر لحظه تصویرت جلوی چشمامه

اینکه تو وضعت از من بدتره ولی همه نگران اینن که نکنه منم یه چیزیم بشه

 اینکه من میدونم تو چه حالی داری ولی تو نمیدونی که من چه حالی دارم

بیا قوی باشیم... هم من هم تو ... میدونم سخته ولی طاقت بیار و مرد باش


How much can you grow from stretching?
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:58 ب.ظ
Pretty nice post. I simply stumbled upon your blog and
wanted to mention that I have really enjoyed browsing your weblog posts.

After all I'll be subscribing in your rss feed and I'm hoping you
write once more soon!
http://nerissahamburger.weebly.com/
سه شنبه 27 تیر 1396 02:01 ق.ظ
I got this site from my pal who shared with me regarding
this web page and now this time I am visiting this web site and reading very informative content
at this time.
foot pain map
چهارشنبه 21 تیر 1396 10:51 ق.ظ
Loving the information on this internet site, you have done great job on the
posts.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 05:53 ب.ظ
Thanks for sharing such a fastidious idea, piece of writing is nice, thats why i have
read it completely
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:04 ق.ظ
Woah! I'm really enjoying the template/theme of this website.
It's simple, yet effective. A lot of times it's hard to get that "perfect balance" between user friendliness and visual appeal.
I must say that you've done a amazing job with this. Additionally, the blog loads super fast for
me on Internet explorer. Outstanding Blog!
BHW
چهارشنبه 16 فروردین 1396 03:08 ب.ظ
With havin so much content do you ever run into any problems of plagorism or copyright infringement?

My site has a lot of exclusive content I've either written myself or outsourced but it seems a lot of it is popping it up all over
the internet without my authorization. Do you know any ways to help reduce content from being stolen? I'd certainly appreciate it.
هانی
چهارشنبه 4 خرداد 1390 12:47 ق.ظ
نیلوفر اینقدر تو نوشته‌هات صداقت هست، که واقعا به دل میشینه...میدونی‌ که مهم‌ترین چیزی که باعث میشه یه نوشته، چه کوتاه چه بلند، به دل بشینه، اینه که از دل باشه...

نوشتتو که خوندم همین الان حسش اومد و این مثلا شعر رو نوشتم...کلی‌ ایراد داره اما چون همین الان که متنت رو خوندم به ذهنم اومد، همین اولین ویرایش رو اینجا برات میذارم


یه روزی از همین روزا، زندگیمون بهتر میشه،

خورشیدمون میاد بالا، ستاره روشن تر میشه،

یه روز که خیلی‌ دور نیست، غم از ما دورِ دور میشه،

سبزی میزنه به باغ، سیاهی سرنگون میشه،

یه روزی از همین روزا، میگیریم دستای همو،

چشمِ تو توی چشم من، دلامون غرقِ نور میشه،

یه شبی‌ از همین شبا، آسمون مهتابی میشه،

خیانت میره از زمین، دروغ بی‌ زبون میشه...
وحید
یکشنبه 1 اسفند 1389 10:25 ق.ظ
سلام بر نیلوفر عزیز
امیدوارم روزگار همان شود که شما میخواهی !! این تظاهر کردن ها و ... آداب زندگی است !
شاد باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها